در قرآن کریم، از ریشه چهار حرفی «ع ب ق ر» تنها یک واژه به کار رفته است.
« مُتَّکِئِینَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسَانٍ »؛ (الرحمن، 76) بهشتیان بر بالشهای سبز و پوششهای گرانبهای زیبا تکیه زدهاند.
واژه اصلی «عَبْقَرِیّ» به معنای هر چیز نادر و کمیاب است. به همین دلیل، در زبان پک موزیک عربی به دانشمندان برجستهای که نظیرشان کمتر یافت میشود، «عَباقِرة» میگویند.
صاحب مجمع البیان، به نقل از برخی مفسران، «عَبقریّ» را جمع «عَبقَر» دانسته که به معنای پشتی، فرش یا لباس فاخر است. اما جوهری معتقد است که «عبقری» میتواند هم برای مفرد و هم برای جمع به کار رود.
برخی دیگر نیز «عبقر» را نام شهری دانستهاند که بهترین پارچههای ابریشمی در آنجا بافته میشد. از این رو، به پارچههای تولید شده در آن شهر «عبقری» گفته میشد.
«حِسان» نیز جمع «حسَن» به معنای «خوب و نیکو» است.
بنابراین، عبارت «عبقری حسان» در سوره الرحمن، به پوششهای بهشتی با شکوه، زیبا و بینظیری اشاره دارد که بر تختهای بهشتیان گسترده شده و تصویری هنری از نعمتهای خاص هدیه شده به بهشتیان را به نمایش میگذارد.