برای درک بهتر معنای واژههای «نَصَب»، «لُغوب» و عبارت «دارُالمُقامَة» در آیه 35 سوره فاطر، توجه به نکات زیر ضروری است:
الف) کاربرد واژه «لُغوب» در قرآن
قرآن کریم تنها دو بار از ریشه «ل غ ب» استفاده کرده و در هر دو مورد، شکل «لُغوب» به کار رفته است. بنابراین، برای فهم دقیق معنای این واژه در آیه مورد بحث، میتوان هر دو کاربرد قرآنی آن را بررسی کرد.
ب) کاربرد واژه «نَصَب» در قرآن
اگرچه مشتقات متعددی از ریشه «ن ص ب» در قرآن کریم به کار رفته است، اما تنها پنج مورد از آنها در معنایی استعمال شدهاند که در این بحث مورد نظر است. از اینرو، در بررسی معنای «نَصَب» باید میان کاربردهای مختلف این ریشه در قرآن تفکیک قائل شد و تنها موارد مرتبط با بحث حاضر را در نظر گرفت.
ج) معنای «دارُالمُقامَة»
«دار المقامه» از ویژگیهای بهشت است و به معنای سرای اقامت ابدی است. یعنی مکانی که کسی از آن خارج نمیشود و از آنجا به جای دیگری کوچ نمیکند. و چنین نیست که انسان تا بخواهد به محیط آن آشنا شود و به آن انس گیرد، پایان یابد.
د) همنشینی «نَصَب» و «لُغوب» در آیه 35 سوره فاطر
دو واژه «نَصَب» و «لُغوب» تنها در آیه 35 سوره فاطر در کنار یکدیگر آمدهاند. همچنین عبارت «دارُالمُقامَة» که تنها یکبار در قرآن کریم به کار رفته، در همین آیه ذکر شده است. این همنشینی، در فهم معنای دقیق واژهها اهمیت دارد؛ زیرا آیه، وضعیت اهل بهشت را در «دارُالمُقامَة» توصیف میکند و از نبودِ «نَصَب» و «لُغوب» در آنجا سخن میگوید.
از اینرو، برای دستیابی به معنای دقیق این دو واژه در آیه مورد بحث، ابتدا آیاتی را که در آنها «لُغوب» و «نَصَب» به کار رفته است، بررسی میکنیم، سپس با توجه به سیاق آیه 35 سوره فاطر، معنای این دو واژه و نسبت میان آنها را تبیین خواهیم کرد.
« الَّذی أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فیها لُغُوبٌ »؛ همان خدایی که از فضل و کرم خود ما را به این سرای جاودان آورد که در اینجا هیچ رنج و خستگی به ما نرسد. (فاطر، 35)
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ »؛ آسمانها و زمین و مابین آنها را بدون هیچ رنجی در شش روز آفریدیم. (ق، 38)
« ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فی سَبیلِ اللَّه … »؛ این بدان جهت است که هیچ تشنگی، رنج و گرسنگی را تحمل نمیکنند مگر … (توبه، 120)
« لا یَمَسُّهُمْ فیها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجینَ »؛ در آنجا هیچ رنجی ندیده و از آنجا بیرون نخواهند رفت. (حجر، 48)
« لَقَدْ لَقینا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً »؛ در این سفرمان بسیار رنج کشیدیم. (کهف، 62)
« أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذاب »؛ شیطان مرا دچار رنج و عذاب کرده است. (ص، 41)
با مروری بر این آیات درمییابیم که در تمامی موارد، واژه «نَصَب» در معنای دشواری، سختی، مشقت و رنج به کار رفته است. دانشمندان علم لغت نیز «نَصَب» را در همین معنا دانستهاند.
«لغوب» را نیز بسیاری از لغتشناسان و مفسران به همین معنا و مترادف با «نصب» میدانند. امام علی(ع) میفرماید: «وَ صَانَ أَجْسَادَهُمْ أَنْ تَلْقَى لُغُوباً وَ نَصَبا»؛ خداوند بدنهای بهشتیان را از خستگی و رنج محفوظ داشته است.
البته گفتنی است که برخی از لغتشناسان میان دو واژه «نَصَب» و «لُغوب» تفاوت اندکی قائل شدهاند. برای نمونه، گفتهاند:
الف) «نَصَب» به معنای مشقت و سختیهای جسمانی، و جواب بازی آمیرزا «لُغوب» به معنای رنج، زحمت و خستگیهای روحی و معنوی است.
بر این اساس، در بهشت نه عوامل مشقتبار جسمانی وجود دارد، نه اسباب رنج روحی و روانی؛ یعنی بهشت جایگاهی است سراسر نشاط و آرامش.
ب) «لُغوب» به معنای سستی و واماندگیِ ناشی از رنج و مشقت است، نه خودِ رنج و مشقت. بر این اساس، «لُغوب» را میتوان نتیجه و پیامد «نَصَب» دانست، نه مترادف آن.